۴۲۸- مولانا بزمی قزوینی سام میرزا صفوی | کتاب صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا

بکفشدوزی اوقات صرف میکند این دو مطلع از اوست :

چون غنچه عاشقان همه در خون نشسته اند
بنگر که بی تو تنگدلان چون نشسته اند

غم آن نازنین دارم که دل برده است و دین از من
نمیدانم چه میخواهد غم آن نازنین از من