۴۴۰- مولانا زندی بغدادی سام میرزا صفوی | کتاب صحیفهٔ پنجم در ذکر شعرا
مردی بی تعین و هرزه گرد بود و گاهی بگفتن شعر زبان میگشود، این مطلع از اوست :
کو طبیبی که دوای دل زارم سازد
درد دل بشنود و چاره ی کارم سازد
مردی بی تعین و هرزه گرد بود و گاهی بگفتن شعر زبان میگشود، این مطلع از اوست :
کو طبیبی که دوای دل زارم سازد
درد دل بشنود و چاره ی کارم سازد
{{ metaLine }}
موردی نیست.
کتابخانهٔ آنلاین شعر فارسی است؛ دیوان مولانا، حافظ، سعدی، فردوسی، عطار، نظامی و صدها شاعر دیگر را میخوانید.
از صفحهٔ دیوان حافظ یا غزلیات حافظ متن کامل اشعار را آنلاین بخوانید.
در صفحهٔ فال حافظ نیت میکنید و یک غزل کامل از غزلیات بهصورت تصادفی باز میشود.
از جعبهٔ جستجوی بالای صفحه میتوانید شاعر، عنوان، بیت یا شمارهٔ شعر را پیدا کنید.
{{ poet.description }}
خالی است.
موردی یافت نشد.
فال حافظ
نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
{{ falShareMsg }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}