شمارهٔ ۱۰۹ سلیم تهرانی | کتاب غزلیات

لاله را با روی او تاب قدح نوشی کجاست
سرو را با قد او سامان همدوشی کجاست

منع ناصح پرده ی رسوایی ما کی شود
شعله ی عریان ما را تاب خس پوشی کجاست

شعله ی شوقش چو مومم در گداز آورده است
سازگارم نیست یاد او، فراموشی کجاست

چون خر طنبور نتوان زیر بار نغمه رفت
مطربی ما بی دماغان [را] چو خاموشی کجاست

من خس و خارم سلیم، او شعله ی هستی گداز
گر درآید در برم، تاب هم آغوشی کجاست