شمارهٔ ۱۶۸ سلیم تهرانی | کتاب غزلیات

جهان ز بی خبران چون مکان گله شده ست
غنیمت است که غم پاسبان گله شده ست

فغان ز پرورش آسمان که این قصاب
برای مصلحتی مهربان گله شده ست

فغان من ز رکاب هلال پای کشید
که از ستاره رهش در میان گله شده ست

بتان فتاده همه مست و پاسبان ساقی ست
کجاست گرگ، که یوسف شبان گله شده ست

سلیم این قدر از گرگ غم خبر دارم
که روی دشت پر از استخوان گله شده ست