شمارهٔ ۱۷۵

غزلیات

کدام دل که ز تاب حسد گداخته نیست
که عندلیب بجز در شکست فاخته نیست

نوای تازه ز مرغان این چمن مطلب
که هیچ نغمه درین پرده نانواخته نیست

کدام جام و صراحی‌، چه شیشه و ساغر
همین کدو‌ست درین انجمن که ساخته نیست

صفا‌ی دل همه از فیض آتش عشق است
که موم صاف نباشد اگر گداخته نیست

جدا ز ابرو‌ی او در نظر سلیم مرا
هلال عید‌، کم از تیغ برفراخته نیست