شمارهٔ ۲۷۸

غزلیات

از شوق تو دل همره عمر گذران است
چون ریگ روان همسفر آب روان است

در موسم پیری مطلب کام ز خوبان
خمیازه به صد زور در آغوش کمان است

ای غم به ادب پای نه اینجا که دل ما
چون خانه ی آیینه، مقام پریان است

گر سرو بود کج کله و برزده دامان
منعش نتوان کرد ازینها که جوان است

بر شعشعه ی حسن تو موسی چو نظر کرد
فریاد برآورد که این شعله همان است

در پیش غم عشق سلیم آفت مردن
همچون شب آدینه و ماه رمضان است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}