شمارهٔ ۳۷۶ سلیم تهرانی | کتاب غزلیات

به غیر کار جفا آسمان نمی‌داند
خموش باش که گردون زبان نمی‌داند

به تنگنای جهانم ملال و عیش یکی‌ست
که مرغ بیضه بهار و خزان نمی‌داند

ز لطف نیست مرا گر گذاشته‌ست به باغ
که آشیان مرا باغبان نمی‌داند

هما سلیم مرا خشک و ناتوان دیده‌ست
هنوز لذت این استخوان نمی‌داند