شمارهٔ ۳۸۹

غزلیات

از دل گله ی ما ره اظهار نداند
عاشق بود آن طفل که گفتار نداند

تعلیم ازان گیر که گفتار نداند
شاگرد کسی باش که بسیار نداند

آن خسته دلانیم که ویرانی ما را
همسایه ی دیوار به دیوار نداند

در عشق، کسی را خبر از راز دلم نیست
آتش به سرم سوزد و دستار نداند

رحم است به حیرانی آن کز چمن وصل
چون سرو به پا خیزد و رفتار نداند

با یار سلیم این همه اظهار وفا چیست
عیب گهر آن به که خریدار نداند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}