شمارهٔ ۳۹۰

غزلیات

می‌خورم خون که حنا آن کف پا می‌بوسد
لب من تشنهٔ آن است و حنا می‌بوسد

دست بوس تو کسی را که میسر باشد
یارب آن را ز کجا تا به کجا می‌بوسد

گر شفاعت نکند خون گرفتاران را
پای او را ز چه آن زلف دو تا می‌بوسد

خضر را ما نشناسیم، بیا ای ساقی
که لب تشنهٔ ما دست ترا می‌بوسد

دوش می‌گفت به یاران که ببینید سلیم
که لب جام می و گه لب ما می‌بوسد!

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}