شمارهٔ ۴۴۱ سلیم تهرانی | کتاب غزلیات

از عکس رخش که تاب دارد
آیینه گلی در آب دارد

از خال، بیاض گردن او
صد نقطه ی انتخاب دارد

خواهد گردید کشته در عشق
سیماب چه اضطراب دارد؟

گنجایش یک نگه درو نیست
چشم تو ز بس که خواب دارد

از صبح چه غم چراغ ما را
پروانه ی آفتاب دارد

زنهار که از دکان ایام
آتش نخری که آب دارد!

هر چیز ازو سلیم پرسند
کلکم به زبان جواب دارد