شمارهٔ ۵۳۳ سلیم تهرانی | کتاب غزلیات

نهال ما که چو نی پر ز بند می‌روید
از او چو غنچه دل مستمند می‌روید

چنان ز عشق به دل داغ سوختن بردم
که بعد مرگ ز خاکم سپند می‌روید

ز آرزوی سر زلف او من آن صیدم
که هرکجا که نهم پا، کمند می‌روید

نصیب من دم آبی نشد ز همت من
چو سبزه‌ای که ز جای بلند می‌روید

به هر چمن که گشاید سلیم زخم نهان
ز شاخ، غنچهٔ او هرزه‌خند می‌روید