شمارهٔ ۵۷۹ سلیم تهرانی | کتاب غزلیات

ای دریده ز تو گل پیرهن خون آلود
لاله را داغ تو تعویذ تن خون آلود

اختران بر فلک از گریه ی من رنگینند
همچو دندان به درون دهن خون آلود

ماه عید است که گردیده نمایان ز شفق
زخم شمشیر مرا بر بدن خون آلود

هر حبابی ز سرشکم به خم طره ی موج
سر منصور بود در رسن خون آلود

مگذارید ز دستش که سر جم خورده ست
جام را چیست وگرنه دهن خون آلود

نفس آغشته به خون خیزدم از سینه سلیم
باد رنگین رود از این چمن خون آلود