شمارهٔ ۶۱۳ سلیم تهرانی | کتاب غزلیات

دل من ناله ز شوق تو پر آشوب کند
غنچه ی ما چو جرس زمزمه را خوب کند

گر زند شعله دم از پرتو او، غیرت حسن
همچو منصور سرش را به سر چوب کند

نه ز فرزندی او، از اثر معشوقی ست
ماه کنعانی اگر ناز به یعقوب کند

ریزه ی شیشه ی دل بر سر هم می ریزد
کوچه ی زلف ترا شانه چو جاروب کند

می کنند آنچه حسودان به من از صبر، سلیم
کرم هرگز نتواند که به ایوب کند