شمارهٔ ۶۲۵ سلیم تهرانی | کتاب غزلیات

سایه ی بخت، مرا افسر شاهی باشد
مرهم داغ دلم برق سیاهی باشد

فتنه ی دور جهان نیست ز تحریک کسی
بحر در موج نه از جنبش ماهی باشد

نگهی وقت شهادت ز تو شد قسمت ما
مفت کی کشته شود هرکه سپاهی باشد

در طلبکاری او شوق چنان می باید
که اگر کشته شوی، خون تو راهی باشد

من کجا و سفر از کوی خرابات، سلیم
چه توان کرد چو تقدیر الهی باشد