شمارهٔ ۷۰۶ سلیم تهرانی | کتاب غزلیات

درون کاسه ی سر دارم از جنون آتش
دویده در همه اعضا مرا چو خون آتش

نه عشق بود که شد ز آسمان حواله به من
که ریخت بر سرم این طشت سرنگون آتش

ز اشک و آه خراب است حال من که مرا
برون خانه بود آب و اندرون آتش

نهاد نامه ی شوقم چو در بغل قاصد
چو شمع کرد سر از جیب او برون آتش

ز بس که گرم سراغم سلیم در ره شوق
به روی خار دوم پابرهنه چون آتش