شمارهٔ ۷۲۲ سلیم تهرانی | کتاب غزلیات

ای گل روی تو بهار نشاط
قامتت سرو جویبار نشاط

لب گل چاک شد ز خمیازه
بی تو دارد ز بس خمار نشاط

رفت فصل خزان و می آید
موسم عیش و روزگار نشاط

بلبلان را بود شب نوروز
زر گل، مایه ی قمار نشاط

شد بهار و چو غنچه مرغ چمن
مست خفته ست در کنار نشاط

گل شکفت و شراب ناب رسید
شد مهیا تمام کار نشاط

پاک سازد نسیم عشق، سلیم
زعفران را ز دل غبار نشاط