شمارهٔ ۷۲۵ سلیم تهرانی | کتاب غزلیات

زده گل دست بر دامان حافظ
خورد بلبل قسم بر جان حافظ

کند از شعلهٔ آواز خود گرم
دف خورشید را دستان حافظ

ز مستی چون کشد گلبانگ در باغ
شود مرغ چمن قربان حافظ

زره را حلقهٔ دف کرد داود
چو برگردید از میدان حافظ

ز شورانگیزی رنگین غزل‌ها
لب حافظ بود دیوان حافظ

چو گل در دف جلاجل گشته خاموش
سلیم از حیرت الحان حافظ