شمارهٔ ۷۹۶ سلیم تهرانی | کتاب غزلیات

هزار خانه خرابی به شهر و ده دارم
هوای وادی مجنون به دل گره دارم

به صیدگاه دعا، کو غزال مقصودی؟
که تیر بر سر دست و کمان به زه دارم

جنون به سلسله آراست بس که اعضایم
گمان برند که در تن مگر زره دارم

تمام عمر ز بیم خزان درین گلشن
چو غنچه برگ گلی چند در گره دارم

بلاست طالع شهرت سلیم، ورنه به عشق
هزار داغ من از داغ لاله به دارم