شمارهٔ ۵۰ - من کیستم سوزنی سمرقندی | کتاب قصاید

من یکی شاعرم نه سامانی
نز نژاد ملوک ساسانی

نه مرا باد حشمت میری
نه مرا اسب و طوق سلطانی

نه غلامان رومی و خزری
نه کنیزان بزمی و خانی

نه کلوکان پیشی و پشتی
متهم نی به مائی و نانی

نه بگاید مرا همی داماد
نه من او را به هیچ ویرانی

از خسک تا هزار میخ کری
آنکه باشد ز ملک دهقانی

نیست سی آسیا به من بر وقف
نه ز بی‌آبی و نه بی‌نانی

نه به مردی کت اندرم یخدان
نه سخن چون فقاع یخدانی

جامه‌شویی نکرده مادر من
نه پدر هم ز آبگه بانی

نه مرا چنبر رسن تابی
کرده بی‌پیرهن گریبانی

این همه باد و بارنامه و لاف
داشتم من بر آن کل ارزانی

تیز در ریش و سبیلت آن کل
خوه کلی باش خواه سامانی

کس نداند از او چه بر بخورند
ماورالنهری و خراسانی

ندهد از رنج آن کل کافر
هیچکس خلق را تن آسانی

جز مظفر مجیر دین بوبکر
آن چو بوبکر در مسلمانی