شمارهٔ ۸ - پسر عبد سوزنی سمرقندی | کتاب غزلیات

ای مرز تو اندر خور . . . ر پسر عبد
در مرز تو بینم خور . . . ر پسر عبد

علاک در مرز تو چون دید، همانگاه
دانست که از در . . . ر پسر عبد

یک ره ز در صدق نگویی که چه گویی
آن روی تو با منظر . . . ر پسر عبد

دیدی به گه اندر شده با پشم همه غرق
آن قامت چون عرعر . . . ر پسر عبد

صد . . . ر دگر دیدی استاده مهیا
بر . . . دن تو، همبر . . . ر پسر عبد

. . . ر پسر عبد چو شه بود، تو گفتی
. . . ر دگران لشکر . . . ر پسر عبد

ای گنده جمالی به هجای تو درین شعر
بودم همه مدحتگر . . . ر پسر عبد