غزل شمارهٔ ۴۱۴

غزلیات

علم ما در کتاب نتوان یافت
سر آب از شراب نتوان یافت

در خیالش به خواب رفتی باز
وصل او را به خواب نتوان یافت

رند هرگز به حلقه نرود
در چنان جا شراب نتوان یافت

همه عالم چو ذره او خورشید
ذره بی آفتاب نتوان یافت

این چنین دلبری که ما داریم
در جهان بی حجاب نتوان یافت

در خرابات همچو سید ما
رند و مست و خراب نتوان یافت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}