غزل شمارهٔ ۷۷۳

غزلیات

چارپا در پی علف گردد
تا به وقتی که خود تلف گردد

آدمیئی که معرفت دارد
شک ندارم که خود خلف گردد

قطب عالم یگانه ای باشد
که چو ما جمله را کنف گردد

آشنای محیط بحر ازل
واقف از دُر و از صدف گردد

هر کسی میل جنس خود دارد
آن یکی گوهر این خزف گردد

شیرمردی به خنجر و شمشیر
مرد مطرب به نای و دف گردد

سید ما چو عف عفی فرمود
لاجرم این و آن معف گردد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}