شمارهٔ ۱۸

غزلیات

آن زلف سیه که دلربا شد
در عشق بلای جان ما شد

در سایه سرو ایستاده
بینند که سرو چون دو تا شد

از شادی دهر گشته آزاد
تا دل به غم تو مبتلا شد

عاشق چه رود به کعبه امروز
در کوی تو مرو را صفا شد

بیگانه شود ز خویش ای دوست
با درد تو هر که آشنا شد

از شوق دو ابرویت به محراب
عمرم همه صرف در دعا شد

صوفی به امید آن که روزی
در کوی تو ره برد گدا شد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}