شمارهٔ ۴۳

غزلیات

گر به دو رخ فتنهٔ نظّاره‌ای
درد دلم را به دو لب چاره‌ای

آینه در پیش تو بینم مگر
پیش رخ خویش به نظّاره‌ای

در دل من عارضهٔ عشق توست
تا تو بدان عارض و رخساره‌ای

اختر وصلم ز تو تاری چراست
گر تو به رخ اختر سیّاره‌ای

دهر نه ای چونکه جفا پیشه‌ای
چرخ نه ای چونکه ستمکاره‌ای

کم نکند عشق تو خون ریختن
تا تو بدان نرگس خونخواره‌ای

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}