غزل 44 | سپهر نیکویی را مهر و ماهی
سپهر نیکویی را مهر و ماهی
جهان بدخویی را سال و ماهی
چنین در نیکویی تا کی فزایی
چرا از بدخویی لختی نکاهی؟
نه بی وصل تو روزم را سپیدیست
نه بی هجرت گلیمم را سیاهی
دو لب داری که بردند از حلاوت
به یک بوسه ز حال من تباهی
تو را جویم که سروِ با قبایی
تو را خواهم که ماه با کلاهی
چو خواهان توام دیگر چه جویی؟
چو جویان توام دیگر چه خواهی؟
همی نام ملاحت بر تو زیبد
چو بر خوارزمشه خوارزمشاهی
علاءالدین شه فرخنده اتسز
که نام اوست از مه تا به ماهی
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}