غزل شمارهٔ ۲۱۷

غزلیات

دل دست به کافری بر آورد
وآیین قلندری بر آورد

قرائی و تایبی نمی‌خواست
رندی و مقامری بر آورد

دین و ره ایزدی رها کرد
کیش بت آزری بر آورد

در کنج نفاق سر فرو برد
سالوس و سیه گری بر آورد

از توبه و زهد توبه‌ها کرد
مؤمن شد و کافری بر آورد

تا دردی درد بی‌دلان خورد
صافی شد و دلبری بر آورد

عطار چو بحث حال خود کرد
تلبیس و مزوری بر آورد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}