غزل شمارهٔ ۷۶۰

غزلیات

درج یاقوت درفشان کردی
دیو بودی و قصد جان کردی

شکری خواستم از لعل لبت
هر دو لب را شکرستان کردی

گفتم این لحظه یافتم شکری
روی از آستین نهان کردی

وا گرفتی ز بیدلی شکری
با چنین لب چرا چنان کردی

از سبک روحی تو این نسزد
گر تو بر خشم سر گران کردی

عشوه دادی مرا در اول کار
دلم از وصل شادمان کردی

آخر کار چون ز دست شدم
چشمم از هجر خون‌فشان کردی

ریختی تیر غمزه بر رویم
تا مرا پشت چون کمان کردی

چون دلم پیش خود هدف دیدی
دل من بد بتر از آن کردی

آن چه کردی ز جور با عطار
شیوهٔ دور آسمان کردی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}