غزل شمارهٔ ۸۴۲

غزلیات

منم و گوشه‌ای و سودایی
تن من جایی و دلم جایی

هر زمانم به عالمی میلی
هر دمم سوی شیوه‌ای رایی

مانده در انقلاب چون گردون
گاه شیبی و گاه بالایی

ساکن گوشهٔ جهان ز جهان
همچو من نیست هیچ تنهایی

ای عجب گرچه مانده‌ام تنها
مانده‌ام در میان غوغایی

رهزن من بسی شدند که من
راه گم کرده‌ام به صحرایی

کارم اکنون ز دست من بگذشت
که در افتاده‌ام به دریایی

نیست غرقه شدن درین دریا
کار هر نازکی و رعنایی

من سرگشته عمر خام طمع
می‌پزم بر کناره سودایی

مانده امروز با دلی پر خون
منتظر بر امید فردایی

الغیاث الغیاث زانکه ندید
کس چو عطار هیچ شیدایی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}