دو چیزی که پیر ترکستان دوست میداشت

عذر آوردن مرغان

داد از خود پیر ترکستان خبر
گفت من دو چیزدارم دوست تر

آن یکی اسبست ابلق گام زن
وین دگر یک نیست جز فرزند من

گر خبر یابم به مرگ این پسر
اسب می‌بخشم به شکر این خبر

زانک می‌بینم که هستند این دو چیز
چون دو بت در دیدهٔ جان عزیز

تا نسوزی و نسازی همچو شمع
دم مزن از پاک بازی پیش جمع

هرک او در پاک بازی دم زند
کار خود تا بنگرد بر هم زند

پاک بازی کو به شهوت نان خورد
هم در آن ساعت قفای آن خورد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}