پاسخ عزیزی به سالات پروردگار در روز حشر

فی‌وصف حاله

آن عزیزی گفت فردا ذوالجلال
گر کند در دشت حشر از من سؤال

کای فرو مانده چه آوردی ز راه
گویم از زندان چه آرند ای اله

غرق ادبارم ز زندان آمده
پای و سر گم کرده حیران آمده

باد در کف خاک درگاه توم
بنده و زندانی راه توم

روی آن دارد که نفروشی مرا
خلعتی از فضل درپوشی مرا

زین همه آلودگی پاکم بری
در مسلمانی فرو خاکم بری

چون نهان گردد تنم در خاک و خشت
بگذری از هرچ کردم خوب و زشت

آفریدن رایگانم چون رواست
رایگانم گر بیامرزی سزاست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}