(۹) حکایت ابوبکر سفاله

بخش هفتم

چنین گفته‌ست بوبکر سفاله
که با او هست پیوسته حواله

همی‌گویند در آبم نشانده
که هرگز تر مگرد ای باز مانده

که گرچه غرقه‌ای امّا چنانی
که گر تر گردی از تَر‌دامنانی

مشو تر گرچه در آبی همیشه
درین معرض چه سنجد شیر بیشه‌؟

که داند تا درین اندوه مردان
چگونه زار در خونند گردان

اگر این درد بودی حاصل تو
جهانی خون گرفتی از دل تو

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}