(۵) حکایت مرد خاک بیز

بخش پایانی

چنین گفت آن یکی با خاک بیزی
که می‌آید شگفتم ازتو چیزی

که گم ناکرده می‌جوئی تو عاجز
نیابی چیزِ گم ناکرده هرگز

عجبتر، گفت، زین چیزی دگر هست
که گم ناکردهٔ گر ندهدم دست

بغایت می برنجم وین شگفتی
بسی بیشست ازان اوّل که گفتی

نه بتوان یافت نه گم می‌توان کرد
نه خاموشی رهست و نه بیان کرد

غرض آنست زین تا تو نباشی
نه این باشی نه آن هر دو تو باشی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}