بخش ۳ - الحکایه و التمثیل

بخش شانزدهم

یکی پرسید از آن دیوانه در ده
که از کار خدا ما را خبر ده

چنین گفت او که تا گشتم من آگاه
خدا را کاسه گردیدم درین راه

بحکمت کاسهٔ سر را چو بربست
ببادش داد و آنگه خرد بشکست

اگر از خاک برگیری کفی خاک
بپرسی قصهٔ از خاک غمناک

بصد زاری فرو گرید چو میغی
ز یک یک ذره برخیزد دریغی

ز اول روز این چرخ دل افروز
دریغ خلق می‌ساید شب و روز

تو گویی بر زمین هر ذرهٔ خاک
ز فان حال بگشادند بی باک

که ما را زیر خاک افکندی آخر
تو هم زود این کمر بربندی آخر

الا یا غافلان تا کی پسندید
که ما را زیر پای خود فکندید

در اول چون شما بودیم ما هم
چو ما گردید در آخر شما هم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}