عطار
شمارهٔ ۱۰
باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه
ای از تو فلک بی خور و بی خواب شده
وز شوق تو سرگشته، چو سیماب، شده
هر دم ز تو صد هزار دل خون گشته
دل کیست که صد هزار جان، آب شده
عطار
باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه
ای از تو فلک بی خور و بی خواب شده
وز شوق تو سرگشته، چو سیماب، شده
هر دم ز تو صد هزار دل خون گشته
دل کیست که صد هزار جان، آب شده
{{ metaLine }}
موردی نیست.
خالی است.
موردی یافت نشد.
فال حافظ
نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
{{ poem.poet_nickname }}
کتاب: {{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}