عطار
شمارهٔ ۲۹
باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه
از بس که در انتظار تو گردون گشت
تا روز همه شب،ز شفق، در خون گشت
چون راه نیافت از پس و پیش به تو
در خویش به صد هزار قرن افزون گشت
عطار
باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه
از بس که در انتظار تو گردون گشت
تا روز همه شب،ز شفق، در خون گشت
چون راه نیافت از پس و پیش به تو
در خویش به صد هزار قرن افزون گشت
{{ metaLine }}
موردی نیست.
خالی است.
موردی یافت نشد.
فال حافظ
نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
{{ poem.poet_nickname }}
کتاب: {{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}