عطار
شمارهٔ ۱۴
باب نهم: در مقام حیرت و سرگشتگی
حالِ دلِ باژگونه مینتوان گفت
وصفی به هزار گونه مینتوان گفت
گفتم:«ای دل!چه گونهای»گفت:«خموش!
کاین حال مرا، چه گونه، مینتوان گفت»
عطار
باب نهم: در مقام حیرت و سرگشتگی
حالِ دلِ باژگونه مینتوان گفت
وصفی به هزار گونه مینتوان گفت
گفتم:«ای دل!چه گونهای»گفت:«خموش!
کاین حال مرا، چه گونه، مینتوان گفت»
{{ metaLine }}
موردی نیست.
خالی است.
موردی یافت نشد.
فال حافظ
نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
{{ poem.poet_nickname }}
کتاب: {{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}