عطار
شمارهٔ ۱۸
باب دوازدهم: در شكایت از نفس خود
هر دل که ز سرِّ کار آگاهی داشت
در گوشه نشست و منصبِ شاهی داشت
چون نیست ز نفسِ تو کسی دشمنتر
پس از که امیدِ دوستی خواهی داشت
عطار
باب دوازدهم: در شكایت از نفس خود
هر دل که ز سرِّ کار آگاهی داشت
در گوشه نشست و منصبِ شاهی داشت
چون نیست ز نفسِ تو کسی دشمنتر
پس از که امیدِ دوستی خواهی داشت
{{ metaLine }}
موردی نیست.
خالی است.
موردی یافت نشد.
فال حافظ
نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
{{ poem.poet_nickname }}
کتاب: {{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}