بخش ۴ - الحكایة و التمثیل

بخش چهارم

آن یکی دیوانه بر گوری بخَفت
از سرِ آن گور یک دم می‌نرفت

سائلی گفتش: «که تو آشفته‌ای
جملهٔ عمر از چه اینجا خفته‌ای

خیز سوی شهر آی، ای بی‌قرار!
تا جهانی خلق بینی بی‌شمار»

گفت: «این مُرده، رهم ندهد به راه
هیچ -می‌گوید- مرو زین جایگاه

زآنکه از رفتن رهت گردد دراز
عاقبت اینجات باید گشت باز

شهریان را چون به گورستانست راه
من چه خواهم کرد شهری پرگناه

می‌روم گریان چو میغ از آمدن
آه از رفتن! دریغ از آمدن!»

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}