بخش ۵ - الحكایة و التمثیل

بخش هفتم

ناگهی بهلول را خشکی بخاست
رفت پیش شاه ازوی دنبه خواست

آزمایش کرد آن شاهش مگر
تا شناسد هیچ باز از یکدیگر

گفت شلغم پاره باید کرد خرد
پاره کرد آن خادمیش و پیش برد

اندکی چون نان و آن شلغم بخورد
بر زمین افکند و مشتی غم بخورد

شاه را گفتا که تا گشتی تو شاه
چربی از دنبه برفت اینجایگاه

بی حلاوت شد طعام از قهر تو
میبباید شد برون از شهر تو

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}