بخش ۳ - الحكایة و التمثیل

بخش پانزدهم

در رهی محمود میشد با سپاه
از سپاه و پیل او عالم سیاه

هم زمین همچون فلک بود از شرار
هم فلک همچون زمین بود از غبار

گاو گردون و زمین از بانگ کوس
هردو قانع گشته از یک من سبوس

بود پیش راه در ویرانهٔ
بر سر دیوار اودیوانهٔ

چون بدید از دور روی شهریار
گفت ای سرگشتهٔ فرتوت کار

این همه پیل و سپاه و کار چیست
وین همه آشوب و گیر و دار چیست

گفت تا با این همه از پیش و پس
گردهٔ نان میخورم هر روز بس

مرد مجنون گفت من خوش میخورم
زانکه من بی این همه شش میخورم

چون نصیبت زین همه یک مانده ست
گرد کردن این همه بی فائده ست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}