عطار
بخش ۸ - الحكایة و التمثیل
بخش بیست و چهارم
کودکی با خویش تنها ساختی
جوز با خود جمله تنها باختی
آن یکی پرسید از وی کای غلام
از چه تنها جوز میبازی مدام
گفت میری دوست میدارم بسی
تا همه من میر باشم نه کسی
عطار
بخش بیست و چهارم
کودکی با خویش تنها ساختی
جوز با خود جمله تنها باختی
آن یکی پرسید از وی کای غلام
از چه تنها جوز میبازی مدام
گفت میری دوست میدارم بسی
تا همه من میر باشم نه کسی
{{ metaLine }}
موردی نیست.
خالی است.
موردی یافت نشد.
فال حافظ
نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
{{ poem.poet_nickname }}
کتاب: {{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}