بخش ۸ - الحكایة ‌و التمثیل

بخش سی و هفتم

یوسف صدیق در زندان شاه
دید روح القدس را آنجایگاه

گفت ای سر تاقدم جان نفیس
در چه کاری تو دراینجای خسیس

در میان عاصیان چون آمدی
کز کنار سدره بیرون آمدی

گفت پیشت آمدم ای رهنمای
تا بگویم من که میگوید خدای

تو چه بد دیدی ز ما کاین جایگاه
جستهٔ از ما بغیر ما پناه

مرد را خواندی چه خواهد بود نیز
تا برد پیغام تو سوی عزیز

چون بوددر کار رب العزه یار
کی گشاید از عزیز مصر کار

کی عزیز مصر داند کار تو
بس بود چون من عزیزی یار تو

یار تو چون من عزیزی کارساز
با عزیزی آن چنان گوئی تو راز

در عتاب اینت اگر من چند سال
حبس نکنم نه خدایم ذوالجلال

ناز معشوقان اگر آتش بود
تو بجان میکش که نازی خوش بود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}