بخش ۱۲ - الحكایة ‌و التمثیل

بخش سی و هفتم

شد مگر معشوق طوسی ناتوان
در عیادت رفت پیشش یک جوان

فاتحه آغاز کرد آنجایگاه
تا دمد بادی بران مجنون راه

گفت اگر دادم بخواهی داد تو
چون بخوانی بر حق افکن داد تو

هیچ درخور نیست این درویش را
جمله او را بایدم نه خویش را

هرچه هست و بود خواهد بود نیز
هست اورا جمله زیبا و عزیز

نقد بود آنجا همه چیزی ولیک
بندگی و ذل میبایست نیک

لاجرم در قالب آدم دمید
بندگی رادر خداوندی کشید

شور در بازار عالم اوفکند
جملهٔ‌آفاق در هم اوفکند

صد جهان بد پر خداوندی بزور
از جهان بندگی برخاست شور

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}