بخش ۱۹ - غزل

نزهت الاحباب

هی که را رنگی بود بی کر و فر
بیشکی هر کس برو دارد نظر

و آن کس را کاتشی در جان بود
آتشش در جان چه باشد کارگر

ترک چشمی هر کرا زد ناوکی
دارد از دست زمانه در جگر

هرچه من با عاشقان کردم بجور
گردش ایام آوردش بسر

من چنین در آتش از کردار خویش
بلبل بیچاره از من بی خبر

ای صبای خوش نسیم آخر بدم
باد سردی بر من و گرمی ببر

این بگفت و گشت خامش تا برفت
از وجود نازنینش جان بدر

گر تو داری خاطر عطاروش
باشی از فیض خدا صاحب نظر

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}