شمارهٔ ۱۴۵

غزلیات

داغ تو ز بسکه سینه تاب است
اشکم ز گل رخت گلاب است

دیدیم ز دور گرد مجنون
آسایش مرگ اضطراب است

خندی به دل شکسته ما
این نقش نگین آفتاب است

قحط است نیاز و شور ناز است
پیکان بتان دل کباب است

از فیض غبار کشتگانت
هر ذره طلسم آفتاب است

با هستی و نیستی چه داری
مخموری و مستی شراب است؟

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}