شمارهٔ ۳۲ - قطعه

قطعات

بر آستانه ی جانان، که روضه ی ارم است؛
اگر تو را گذری افتد ای نسیم شمال

بگو: ز کوی تو رفتم، بشوق اینکه مرا
چو دوستان قدمی چند آیی از دنبال

باین امید دگر باز آمدم سویت
که بر سر رهم آیی و پرسیم احوال

ولی ز خانه تو در رفتن و در آمدنم
برون نیامدی ای شمع حجله گاه جمال

تغافل تو همانا بمن بود مخصوص
وگرنه غیر من رانده از حریم وصال

دگر هزار کس از شهر رفت و باز آمد
که هم مشایعتش کردی و هم استقبال