
دیوان وفایی شوشتری
صفحهٔ ویژهٔ دیوان وفایی شوشتری در فرم نو.
ملا فتحالله وفایی شوشتری (زادهٔ ۱۲۰۸ شمسی در شوشتر، درگذشتهٔ ۱۳۰۳ شمسی در نجف) شاعر، صوفی و عارف قرن سیزدهم هجری بود. از حکیم وفائی شوشتری که در عصر قاجاریه میزیست چند اثر از جمله دیوان وفایی، سراج المحتاج، الطباق الذهب، شهاب ثاقب و رساله الجبر و التفویص بجای مانده است. کتاب دیوان وفایی در سال ۱۳۲۰ شمسی به چاپ رسیده و پس از آن به کوشش مهدی آصفی در سال ۱۳۷۸ شمسی بازنشر شده است. آثار وی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانهای حوزه علمیه اصفهان در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
این دیوان در 8 بخش سازمان یافته است.
بخشهای دیوان
- دیوان اشعار — 153 گفتار
نمونه اشعار
- شمارهٔ ۱ - در مدح خواجه کاینات محمدبن عبدالله صلوات الله و سلامه علیه — تا که خدایی کند خدای محمّد (ص) / دست من و دامن ولای محمّد (ص)
- شمارهٔ ۱ - در مدح امیر مؤمنان علی (ع) — بریز ساقیا مرا، مدام می به ساغرا / چه می که بر زند به جان، هزار شعله آذرا
- شمارهٔ ۱ - مناجات — بگیر ای دوست ما را دست امّید / پس آنگه بندگی بین تا، به جاوید
- بند اول — در کربلا چو محشر کبری شد آشکار / گشتند دوزخیّ و بهشتی به هم دچار
- شمارهٔ ۱ — بستهام باز، به پیمانهٔ می پیمان را / تا ز پیمانهٔ می تازه کنم ایمان را
- شمارهٔ ۱ — مولای همه علیست مولای خدا / او هم روی خداست هم رای خدا
- از افکار ابکار وفایی شوشتری — اندر اسماء خمسه اسمی هست / کاندر او نکتهای بود باهر
- شمارهٔ ۲ - در نعت پیامبر اکرم (ص) — روزگار از نکهت زلف نگارم عنبرین شد / گیتی از عکس رخش رشک نگارستان چین شد
- شمارهٔ ۲ - در مدح حضرت امیر (ع) — ز ماه چهره ساقیا، برافکن این نقاب را / به ماهتاب سیر، ده هماره آفتاب را
- شمارهٔ ۲ - منظومهٔ حدیث شریف کساء — مرا، طبع اگر نارسا، یا رسا / نباشد گریز از حدیث کسا
- بند دوم — میزان حُسن و عشق چو با هم قرین فتاد / سهم بلای او به امام مبین فتاد
- شمارهٔ ۲ — به روی خوب تو دیدیم روی خوب یزدان را / به کفر زلف تو دادیم نقد ایمان را
- شمارهٔ ۲ — نبود، به جز از علی کسی مرد خدا / باشد او شیر دست پرورد خدا
- قطعه در مدح وفایی از حاج ملااسمعیل «فارس» — ای شاعری که چون تو سخن سنجی از عدم / ننهاده پا به دایره ی روزگارها
- شمارهٔ ۳ - تجدید مطلع — حلقه ی گیسوی آن شه عروة الوثقای دین شد / طُرّه ی نیکوی او حبل المتینی بس متین شد
- شمارهٔ ۳ - در مدح امیر مؤمنان علی (ع) — المنة لله که به کوی تو مقیمم / هر دم رسد از حلقه ی زلف تو نسیمم
- شمارهٔ ۳ - بهاریه و مصیبت حضرت سیدالشهدا (ع) — غم امسالم افزونتر ز پار است / که در ماه محرّم نوبهار است
- بند سوم — چون کاروان عشق به دشت بلا گذشت / افکند بار عشق در آنجا ز جا گذشت
- شمارهٔ ۳ — ساقی ز ماه چهره بر افکن نقاب را / در ماهتاب سیر، بده آفتاب را
- شمارهٔ ۳ — گویند «وفایی» که علی نیست خدا / او نیست خدا و از خدا نیست جدا
- جواب وفایی به فارس — ای فارسی که بر فرس طبع فارسی / هستی سواره و دگران نی سوارها
- شمارهٔ ۴ - در تهنیت عید غدیر و مدح حضرت امیر (ع) — ساقی بریز باده مرا، هی به ساغرا / هی شعله زن به جانم وهی بر دل آذرا
- شمارهٔ ۴ - در توسّل به حضرت سیدالشهدا (ع) جهت رفع مرض طاعون — ای کرببلا مشرق انوار خدایی / زین بارگهت هم صفت عرش علایی
- شمارهٔ ۴ - اتمام حجّت کردن حضرت سیدالشهدا (ع) — باز دیوانه شدم زنجیر کو / من حسین اللّهی ام تکفیر کو
- بند چهارم — شیران کارزار و امیران روزگار / عبّاس و عون و جعفر و عثمان نامدار
- شمارهٔ ۴ — به سر زلف تو گر جز تو مرا یاری هست / یا به جز زلف توام رشتهٔ زنّاری هست
- شمارهٔ ۴ — مُشکی که ز نافه است و اصلش ز خطاست / گویی اگرش غیر خطا عین خطاست
- جواب «فارس» به قطعهٔ «وفایی» — ای مرا هم قبله هم مالک رقاب / ای به چرخ عقل و دانش آفتاب
- شمارهٔ ۵ - تجدید مطلع — ای با، قدم حدوث وجود تو همسرا / وی صادر نُخست تویی اصل مصدرا
- شمارهٔ ۵ - حکایت — پریشان حال مردی از، زر و مال / دل او بود مالامالِ آمال
- بند پنجم — بر زخمهای پیکرت ار، اشک مرهم است / پس گریه تا به حشر برآن زخمها کم است
- شمارهٔ ۵ — دل زاهدان فریبد لب لعل پر فریبت / که نماند هیچ کس را، به جهان سر شکیبت
- شمارهٔ ۵ — این رتبه علی را، ز علی اعلاست / کاندر دو جهان حاکم و فرمان فرماست
- شمارهٔ ۶ - در مدح یعسوب دین امیرالمؤمنین (ع) — اگر مطرب آهنگ دیگر نمی زد / چو نی بر دل و جانم آذر نمی زد
- بند ششم — بیا به دانه ی اشک این زمان معامله کن / به ماتم شه دین پای دل پر آبله کن
- شمارهٔ ۶ — ره از همه جا بسته ولی راه تو باز است / عالم همه را بردر تو روی نیاز است
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}