
دیوان عطار
صفحهٔ ویژهٔ دیوان عطار در فرم نو.
عطار نیشابوری
فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار میرود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبهای بالا برخوردار بودهاست.
این دیوان در 192 بخش سازمان یافته است.
بخشهای دیوان
- دیوان اشعار — 885 گفتار
- منطقالطیر — 211 گفتار
- الهی نامه — 317 گفتار
- بلبل نامه — 38 گفتار
- اسرارنامه — 125 گفتار
- خسرونامه — 71 گفتار
- مختارنامه — 2273 گفتار
- سی فصل — 28 گفتار
- بیان الارشاد — 36 گفتار
- بیسرنامه — 7 گفتار
- هیلاج نامه — 68 گفتار
- مظهر — 7 گفتار
- جوهرالذات — 149 گفتار
- مظهرالعجایب — 83 گفتار
- مصیبت نامه — 417 گفتار
- وصلت نامه — 72 گفتار
- نزهت الاحباب — 22 گفتار
- پندنامه — 79 گفتار
- اشترنامه — 30 گفتار
- تذکرة الأولیاء — 96 گفتار
نمونه اشعار
- غزل شمارهٔ ۱ — چون نیست، هیچ مردی، در عشق، یار ما را، / سجاده، زاهدان را؛ درد و قُمار، ما را.
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱ — سبحان قادری که صفاتش ز کبریا / بر خاک عجز میفکند عقل انبیا
- شمارهٔ ۱ — فداک ابی و امی این تمشی / براق آمد مگر بر عزم عرشی
- فی التوحید باری تعالی جل و علا — آفرین جانآفرین پاک را / آن که جان بخشید و ایمان خاک را
- در نعت رسول ص — خواجهٔ دنیا و دین گنج وفا / صدر و بدر هر دو عالم مصطفی
- فیفضیلة امیرالمؤمنین ابوبکر رضی الله عنه — خواجهٔ اول که اول یار اوست / ثانی اثنین اذهما فی الغار اوست
- در تعصب گوید — ای گرفتار تعصب مانده / دایما در بغض و در حب مانده
- مجمع مرغان — مرحبا ای هدهدِ هادی شده! / در حقیقت پیکِ هر وادی شده
- حکایت سیمرغ — ابتدای کار سیمرغ ای عجب / جلوهگر بگذشت بر چین نیمشب
- حکایت بلبل — بلبل شیدا درآمد مستِ مست / وز کمال عشق نه نیست و نه هست
- حکایت طوطی — طوطی آمد با دهان پر شکر / در لباس فستقی با طوقِ زر
- حکایت طاووس — بعد از آن طاووس آمد زرنگار / نقش پرش صد چه؟ بلکه صد هزار
- حکایت بط — بط به صد پاکی برون آمد ز آب / در میان جمع با خیرالثیاب
- داستان کبک — کبک بس خرم خرامان در رسید / سرکش و سرمست از کان در رسید
- داستان همای — پیش جمع آمد همای سایهبخش / خسروان را ظلّ او سرمایهبخش
- حکایت باز — باز پیش جمع آمد سرفراز / کرد از سِّرِ معالی پرده باز
- حکایت بوتیمار — پس درآمد زود بوتیمار پیش / گفت: ای مرغان من و تیمار خویش!
- حکایت کوف — کوف آمد پیش چون دیوانهای / گفت: من بگزیدهام ویرانهای
- حکایت صعوه — صعوه آمد، دل ضعیف و تن نزار / پای تا سر همچو آتش بیقرار
- پرسش مرغان — بعد از آن مرغانِ دیگر سر به سر / عذرها گفتند، مشتی بیخبر
- جواب هدهد — هدهد رهبر چنین گفت آن زمان / کانک عاشق شد نه اندیشد ز جان
- عزم راه کردن مرغان — چون شنودند این سخن مرغان همه / آن زمان گفتند ترک جان همه
- حکایت مسعود و کودک ماهیگیر — گفت روزی شاه مسعود از قضا / اوفتاده بود از لشگر جدا
- بیان وادی طلب — چون فرو آیی به وادی طلب / پیشت آید هر زمانی صدتعب
- بیان وادی عشق — بعد ازین وادی عشق آید پدید / غرق آتش شد کسی کانجا رسید
- بیان وادی معرفت — بعد از آن بنمایدت پیش نظر / معرفت را وادیی بی پا و سر
- بیان وادی استغنا — بعد ازین وادی استغنا بود / نه درو دعوی و نه معنی بود
- بیان وادی توحید — بعد از این وادی توحید آیدت / منزل تفرید و تجرید آیدت
- بیان وادی حیرت — بعد ازین وادی حیرت آیدت / کار دایم درد و حسرت آیدت
- بیان وادی فقر — بعد ازین وادی فقرست و فنا / کی بود اینجا سخن گفتن روا
- سیمرغ در پیشگاه سیمرغ — زین سخن مرغان وادی سر به سر / سرنگون گشتند در خون جگر
- فی وصف حاله — کردی ای اعطار بر عالم نثار / نافهٔ اسرار هر دم صد هزار
- بسم الله الرحمن الرحیم — بنام کردگار هفت افلاک / که پیدا کرد آدم از کفی خاک
- المقالة الاولی — جهان گر دیدهای گم کرده یاری / سراسیمه دلی آشفته کاری
- المقالة الثانیة — پسر گفتش گر این شهوت نباشد / میان شوی و زن خلوة نباشد
- المقالة الثالثة — پسر گفتش که زن زانست مقصود / که فرزندی شود شایسته موجود
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}