
دیوان نظامی
صفحهٔ ویژهٔ دیوان نظامی در فرم نو.
نظامی گنجوی
حکیم ابومحمد الیاس بن یوسف بن زکی ابن مؤید نظامی شاعر معروف ایرانی در قرن ششم هجری قمری است. وی بین سالهای ۵۳۰ تا ۵۴۰ هجری قمری در شهر گنجه متولد شد. وی از فنون حکمت و علوم عقلی و نقلی و طب و ریاضی و موسیقی بهرهای کامل داشته و از علمای فلسفه و حکمت به شمار میآمده است. مهمترین اثر وی «پنج گنج» یا «خمسه» است. دیوان اشعار او مشتمل بر قصاید، غزلیات، قطعات و رباعیات است. وی بین سالهای ۵۹۹ تا ۶۰۲ هجری قمری وفات یافت.
این دیوان در 7 بخش سازمان یافته است.
بخشهای دیوان
- خمسه — 378 گفتار
نمونه اشعار
- بخش ۱ - سرآغاز — خداوندا درِ توفیق بگشای / نظامی را رهِ تحقیق بنمای
- بخش ۱ - به نام ایزد بخشاینده — ای نام تو بهترین سرآغاز / بینام تو نامه کی کنم باز
- بخش ۱ - به نام ایزد بخشاینده — ای جهان دیده بودِ خویش از تو / هیچ بودی نبوده پیش از تو
- بخش ۱ - به نام ایزد بخشاینده — خدایا جهانپادشایی تو راست / ز ما خدمت آید خدایی تو راست
- بخش ۱ - به نام ایزد بخشاینده — خرد هر کجا گنجی آرد پدید / ز نام خدا سازد آنرا کلید
- بخش ۱ - آغاز سخن — بسمالله الرحمن الرحیم / هست کلید در گنج حکیم
- بخش ۲ - در توحید باری — به نام آنکه هستی نام ازو یافت / فلک جنبش، زمین آرام ازو یافت
- بخش ۲ - نعت پیغمبر اکرم (ص) — ای شاهسوار ملک هستی / سلطان خرد به چیرهدستی
- بخش ۲ - در نعت پیغمبر اکرم — نقطه خط اولین پرگار / خاتم آخر آفرینش کار
- بخش ۲ - مناجات به درگاه باری عز شأنه — بزرگا بزرگیدها بیکسم / تویی یاوریبخش و یاریرسم
- بخش ۲ - نیایش به درگاه باریتعالی — خدایا تویی بنده را دستگیر / بود بنده را از خدا ناگزیر
- بخش ۲ - (مناجات اول) در سیاست و قهر یزدان — ای همه هستی ز تو پیدا شده / خاک ضعیف از تو توانا شده
- بخش ۳ - در استدلال نظر و توفیق شناخت — خبر داری که سیاحان افلاک / چرا گردند گِرد مرکزِ خاک
- بخش ۳ - برهان قاطع در حدوث آفرینش — در نوبت بار عام دادن / باید همه شهر جام دادن
- بخش ۳ - معراج پیغمبر اکرم — چون نگنجید در جهان تاجش / تخت بر عرش بست معراجش
- بخش ۳ - در نعت خواجه کاینات — فرستاده خاص پروردگار / رساننده حجت استوار
- بخش ۳ - در نعت پیغمبر اکرم — محمد که بیدعوی تخت و تاج / ز شاهان به شمشیر بستد خراج
- بخش ۳ - (مناجات دوم) در بخشایش و عفو یزدان — ای به ازل بوده و نابوده ما / وی به ابد زنده و فرسوده ما
- بخش ۴ - آمرزش خواستن — خدایا چون گِلِ ما را سرشتی / وثیقتنامهای بر ما نوشتی
- بخش ۴ - سبب نظم کتاب — روزی به مبارکی و شادی / بودم به نشاط کیقبادی
- بخش ۴ - سبب نظم کتاب — چون اشارت رسید پنهانی / از سراپردهٔ سلیمانی
- بخش ۴ - در معراج پیغمبر اکرم — شبی کاسمان مجلس افروز کرد / شب از روشنی دعوی روز کرد
- بخش ۴ - تازه کردن داستان و یاد دوستان — به هر مدتی گردش روزگار / ز طرزی دگر خواهد آموزگار
- بخش ۴ - در نعت رسول اکرم — تختهٔ اول که الف نقش بست / بر در محجوبه احمد نشست
- بخش ۵ - در نعت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم — محمد کآفرینش هست خاکش / هزاران آفرین بر جان پاکش
- بخش ۵ - در مدح شروانشاه اخستان بن منوچهر — سر خیل سپاه تاجداران / سر جملهٔ جمله شهریاران
- بخش ۵ - دعای پادشاه سعید علاء الدین کرپ ارسلان — ای دل از این خیال سازی چند / به خیالی خیال بازی چند
- بخش ۵ - در سابقهٔ نظم شرفنامه — شبی چون سحر زیور آراسته / به چندین دعای سحر خواسته
- بخش ۵ - در اندازه هر کاری نگهداشتن — چو فیاض دریا درآمد به موج / ز کام صدف در درآرد به اوج
- بخش ۵ - در معراج — نیم شبی کان ملک نیمروز / کرد روان مشعل گیتی فروز
- بخش ۶ - در سابقهٔ نظم کتاب — چو طالع، موکبِ دولت روان کرد / سعادت، روی در روی جهان کرد
- بخش ۶ - خطاب زمین بوس — ای عالم جان و جان عالم / دلخوش کن آدمی و آدم
- بخش ۶ - ستایش سخن و حکمت و اندرز — آنچه او هم نو است و هم کهن است / سخن است و در این سخن، سخن است
- بخش ۶ - در حسب حال و انجام روزگار — بیا ساقی آن می نشان ده مرا / از آن داروی بیهشان ده مرا
- بخش ۶ - در ستایش ممدوح — شنیدم که بالای این سبز فرش / خروسی سپیداست در زیر عرش
- بخش ۶ - نعت اول — شمسهٔ نُه مسند هفتاختران / ختم رسل خاتم پیغمبران
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}