اسیر شهرستانی

غزل 264 | عشق اول بر دل غم‌پرور آتش می‌زند

عشق اول بر دل غم‌پرور آتش می‌زند

شعله چون بیدار شد بر بستر آتش می‌زند

پیش گرمی‌های آه ما چراغ مرده‌ای است

برق بی‌حاصل که بر خشک و تر آتش می‌زند